Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 2 بهمن 1395-10:00 ق.ظ

بزرگ ترین اشتباهی که میشدوانجام دادیم.....

بزرگترین اشتباهی که می‌شد و انجام دادیم
باور اینکه عشق در نگاه اول حقیقت دارد
احساساتمان که لبریز می‌شود
دیگر جایی برای تصمیم گیری نمی‌ماند
دلمان می‌خواهد که فقط داشته باشیم
دوست بداریم
آدم‌هایی را یکباره به زندگی‌مان راه می‌دهیم
که به‌خوبی نمی‌شناسیم
در دوست داشتنشان اسراف می‌کنیم
آنهایی که شهامت عاشق شدن ندارند
همان‌هایی که با یکباره رفتنشان 
از ما آدم‌های دیگری می‌سازند
گاهی کسانی را وارد زندگیمان می‌کنیم
که بعدها از میان ازدحام عشق و علاقه بینمان
شاهد روزهایی می‌شویم که فقط یک احوال پرسی ساده می‌ماند
هستند کسانی که وقتی 
آتشفشان عشقشان فروکش می‌کند
رفتارشان به یکباره تغییر می‌کند
ببین جان من
دوست داشتن هیچ محدودیتی ندارد 
اصلا عاشق شدن بد نیست
ولی باید بدانیم
که کی و کجا خرجشان کنیم
باید یاد بگیریم هرکسی را به راحتی حریم خصوصی خودمان راه ندهیم 
یک رابطه دوطرفه
مسئولیت می‌خواهد
مردانگی می‌خواهد
صداقت می‌خواهد
تعهد می‌خواهد
برای آنکه رفته دلتنگ نباش 
ما با کسانی که ترکمان می‌کنند 
آینده‌یی نخواهیم داشت
چه خوب است حداقل نتیجه این همه آمدن‌ها ، رفتن‌ها
تجربه خوبی باشد برای بودن با کسی که
خواهد آمد و برای همیشه خواهد ماند




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:پنجشنبه 23 دی 1395-03:17 ب.ظ

حسین پناهی چه زیبا گفت:

حسین پناهی چه زیبا گفت:
 ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ...!!!
ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻧﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﺑﺴﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!
ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!
ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ...!!!
ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ...!!!
ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ...!!!
ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ
ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...!

ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ...!
ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻤﺴﺎﺡ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ ...!!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ
ﻣﻦ می مانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ
ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ می ماند...!!!
من می مانم و خدا.....   
با احساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند..
چرا.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1395-11:26 ق.ظ

خنده، گریه ،وحشت عزراییل...

از عزراییل پرسیده شد تابه حال شده هنگام گرفتن جان انسانی بخندی گریه کنی وبترسی؟

اوگفت آری خنده ام زمانی بود که جان انسانی را گرفتم که مالش را برای سال های بعدجمع میکرد و حتا فکرش را هم نمیکرد آنهارا بامرگش از دست بدهد به سادگی وجاهلیتش خندیدم....
گریه ام زمانی بود که دربیابان زنی حامله رامنتظر شدم تازایمان کند وبعدجانش راگرفتم برای آن کودک بی سرپناه وتنها گریستم....

وترسم زمانی بود که خداوند به من دستورداد جان عالمی رابگیرم که وقتی برای گرفتن جانش رفتم هرچه به او نزدیک میشدم درخشان تر میشد واز آن نورترسیدم

خداوند به من گفت اورا میشناسی؟ او همان کودکیست که که جان مادرش رادربیابان گرفتی و من حواسم به تمام بندگانم هست و بدگانم راهیچ گاه تنها نمیگذارم....



آری خداوند هیچ گاه از بندگانش غافل نمیشود حتایک کودک که تنها دربیابانی بدون سرپناه است....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 15 دی 1395-10:49 ق.ظ

مشکل خیلی ازما انسان ها:

مشکل خیلی از ما انسانها این است که:
همانقدر که مسخره میکنیم احترام نمى گذاریم
همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم
همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم
همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم
همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم
همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم
همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم
همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم
همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم
همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم
همانقدر که آلوده میکنیم پاک نمیکنیم

"همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:جمعه 3 دی 1395-02:01 ب.ظ

سلطان ووزیر


سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی وگرنه عزل میشوی.

سوال اول: خدا چه میخورد؟
سوال دوم: خدا چه میپوشد؟
سوال سوم: خدا چه کار میکند؟

وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود.
غلامی دانا و زیرک داشت.
وزیر به غلام گفت سلطان ۳ سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم.
اینکه :خدا چه میخورد؟ چه میپوشد؟ چه کار میکند؟

غلام گفت: هر سه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا...!
اما خدا چه میخورد؟ خداغم بنده هایش را میخورد.
اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.
اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم. 
فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند.

وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟
وزیر گفت این غلام من انسان فهمیده ایست. جوابها را او داد.
گفت پس لباس وزارت را در بیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.

بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.
 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 17 آذر 1395-09:33 ق.ظ

قلبی که اندیشیدن بلدنیست

چہ ساده قلبماڹ را
دو دستی‌چسبیده ایم

ڪہ مبادا ڪسی آڹ را
بدزدد و عاشقماڹ ڪند

غافڸ از اینڪہ براے
عاشق ڪردنماڹ

عقلماڹ را می‌دزدند وبعد
مامی‌مانیم و

قلبی‌ڪہ اندیشیدڹ بلد نیست



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 29 آبان 1395-10:57 ب.ظ

چهل شب

چهل شب

چهل روز است یاران پر كشیدند/سبك بالان دل از دنیا بریدند

چهل شب در مدینه شور و شین است/ فلك در ماتم مولا حسین است

كجا رفتند آن مردان میدان/همان گل های باغستان ایمان

كجا رفتند آن گل های پرپر/حسین و اكبر و عباس و اصغر

خدایا كوفیان پیمان شكستند/بروی آل طاها آب بستند

خدایا داده ام از كف یقینم/عزادار گل ام البنینم

چهل شب كودكان بی یار و یاور/چهل شب در خرابه داغ خواهر

چه شب هاییست شب های مدینه/چهل شب یاد بابا با سكینه

كه هفتاد و دو گل از ساقه چیده؟/ همه گل ها به روی نیزه دیده؟

چهل شب عمه با یاد گل یاس/ چهل شب یاس با دستان عباس

چهل شب اشك زینب بر دو عین است/ به لب ها ذكر ذكرٍ یا حسین (ع) است

 اربعین حسینی تسلیت باد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:سه شنبه 25 آبان 1395-10:29 ق.ظ

اگررفتنی شدی

    اگراز زندگی یكدیگر 
    
رفتنی شدید،اندكی 
   
حرمت‌یادگار بگذارید
   
همه اش‌رانبَرید
  
 حرمت نان ونمک   
   
 حرمت دل حرمت خنده ها  
 
  حرمت احساستان‌  
 شایدخاطره ای  عكسی آهنگی 
‌  جاگداشته باشید
 مجبور شویدبرگردید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:سه شنبه 25 آبان 1395-10:27 ق.ظ

چه زیباگفت فروغ فرخزاد

چه زیبا گفت فروغ فرخزاد...


دلت❤️ را بتکان
اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمیـن
بگذار همانجا بماند...

؋ـقط از لا به لای اشتباه هایت،یک تجربـه را بیرون بکش،
قاب کن،
و بزن به دیوار دلت❤️...


اشتباه کردּن اشتباه نیست
در اشتباه ماندنּ اشتباه است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:یکشنبه 23 آبان 1395-11:23 ب.ظ

گفتی دوستم داری.....

             ﮔﻔﺘﯽ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻗﻄﺮﺍﺕ

              ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﻣﯿﺮﯾﺰﺩ

             ﻭ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ

              ﭼﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺕ ﮔﺮﻓﺘﯽ …




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 22 آبان 1395-09:33 ق.ظ

تورادرقلب شعرم می گذارم

                      تو را درقلب
                  
                   شعـرم مےگذارم
                  
                    بہ نام عشــق 
                   
                    آن را مےنگارم 

                   تمام حرف من 
                  
                 در شعر این بود
               
               تو را تا بـے نهــایت 
                  دوســـــت دارم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 19 آبان 1395-10:36 ق.ظ

عطسه صبر

عطسه صبر

برخے از مردم تصور مےکنند در موقع تصمیم بر انجام کاری، اگر خود یا کسی عطسه کند، باید صبر نمود. در حالے که در این باره دستوری در اسلام وارد نشده است و اساسا روح اسلام با این گونه مطالب سازش ندارد، تا آن جا که دستور مےدهد هنگامے که به کاری تصمیم گرفتید، اگر کسی فال بد زد، اعتنا نکنید و بر خدا توکل کرده و به دنبال هدف روان شوید.

در مورد عطسه وارد شده که هر گاه یکے از شما عطسه کرد، در حق او دعا کنید و بگویید "یَرحَمَکُمُ الله" خداوند شما را رحمت کند و طرف مقابل هم بگوید "یَغفِرُ اللهُ لَکُم" خداوند شما را بیامرزد.1 اما صبر کردن و قدری مکث نمودن و یا فرق گزاردن بین یک و دو عطسه همگی از خرافات است.

1. بحارالانوار ج81 



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 12 آبان 1395-12:45 ق.ظ

برایان ترسی

دنیا پر از افرادی است که منتظرند کسی از راه برسد و به آنها انگیزه بدهد تا به فردی تبدیل شوند که آرزو دارند.
مسئله این است که هیچ نجات دهنده ای نیست.
این افراد منتظر رسیدن اتوبوس ایستاده اند اما در خیابانی که هیچ اتوبوسی از آن نمی‌گذرد.
در نتیجه، اگر این اشخاص مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیرند و خود را تحت فشار قرار ندهند ممکن است برای همیشه منتظر بمانند و این کاریست که اکثر مردم انجام می‌ دهند.

برایان ترسی



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:یکشنبه 9 آبان 1395-10:13 ق.ظ

خاطره

خاطره
یک پیراهن خالی ست
که اندازه ی هیچ کس نمی شود
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد…



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:دوشنبه 3 آبان 1395-11:05 ق.ظ

چارلی چاپلین

گاهی هیچ چیزی برای ازدست دادن ندارم

لم میدهم وبه بدبختی هایم لبخند میزنم
مردم فکرمی کنند هیچ مشکلی ندارم
اما زندگی بدون مشکل فقط خواب است
آدم نمی تواند همیشه بخوابد.....



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

دانلود آهنگ