متن های زیبا به این وبلاگ خوش اومدین آدرس کانالم توی تلگرام: tebghadimi@ tag:http://text1373.mihanblog.com 2017-10-21T19:43:47+01:00 mihanblog.com به شیطان گفتم... 2017-10-21T15:47:10+01:00 2017-10-21T15:47:10+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/104 Sara M به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»شیطان لبخند زد.پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»پاسخ داد: «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام.»با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند.»پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟!»پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.» به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»
شیطان لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»
پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»
گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام.»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟!»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»
]]>
من... 2017-10-19T10:06:38+01:00 2017-10-19T10:06:38+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/103 Sara M من یه گلدون پراز گل بودموزش چشم تو پاییزم کرد....حسین صفا من یه گلدون پراز گل بودم

وزش چشم تو پاییزم کرد....

حسین صفا
]]>
اگرمیخواهید خوشبخت باشید 2017-10-18T10:19:53+01:00 2017-10-18T10:19:53+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/102 Sara M اگر میخواهید "خوشبخت "باشید "زندگی تان"را به یک "هدف" گره بزنید، نه به آدم ها و اشیاء آلبرت انیشتن اگر میخواهید 
"خوشبخت "
باشید 
"زندگی تان"
را به یک 
"هدف" 
گره بزنید، 
نه به آدم ها و اشیاء 
آلبرت انیشتن
]]>
زیباترین انسان هایی که تاکنون شناخته ام 2017-10-17T14:56:47+01:00 2017-10-17T14:56:47+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/101 Sara M زیباترین انسانهایى كه تا كنون شناخته‌ام، آنهایى بودند كه شكست خورده بودند، رنج میكشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند. این افراد، یك حسى از قدردانى، حساسیت و فهم زندگى داشتند كه آنها را پر از شفقت، ملایمت و توجه عمیق و عاشقانه میكرد. زیبایى این افراد، اتفاقى و بى‌سبب نبود.  الیزابت_كوبلر

زیباترین انسانهایى كه تا كنون شناخته‌ام، آنهایى بودند كه شكست خورده بودند، رنج میكشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند. 
این افراد، یك حسى از قدردانى، حساسیت و فهم زندگى داشتند كه آنها را پر از شفقت، ملایمت و توجه عمیق و عاشقانه میكرد. 
زیبایى این افراد، اتفاقى و بى‌سبب نبود. 

 الیزابت_كوبلر
]]>
قوی کسی است که... 2017-10-15T14:29:45+01:00 2017-10-15T14:29:45+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/100 Sara M قوی کسی است که,نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند، و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!!هر گاه زندگی را جهنم دیدی, سعی کن پخته از آن بیرون آیی...سوختن را همه بلدند!!زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد!!با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...یکی رفت و،   یکی موند و،       یکی از غصه هاش خوندو          یکی برد و،              یکی باخت و،                

قوی کسی است که,
نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،
 و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!!
هر گاه زندگی را جهنم دیدی, 
سعی کن پخته از آن بیرون آیی...
سوختن را همه بلدند!!
زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد!!
با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...
یکی رفت و،
   یکی موند و،
       یکی از غصه هاش خوندو
          یکی برد و، 
             یکی باخت و، 
                یکی با قسمتش ساختو
                                          یکی رنجید، 

                         ""یکی بخشید""

            یکی از آبروش ترسید
        یکی بد شد،
     یکی رد شد، 
  یکی پابند مقصد شد 
تو اما باش،
          """خدا اینجاست...!!
با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم،
فقط زیبائی های زندگی ارزش دیدن دارد،
و با خود تکرار می کنم که یادم باشد، 
هر آن ممکن است شبی فرا رسد،
و آنچنان آرام گیرم که دیدار صبحی دیگر برایم ممکن نگردد، 
پس هرگز به امید فردا "محبت هایم را ذخیره نکنم "،
و این عهد به من جسارت می دهد که به عزیزترین هایم ساده بگویم :
خوشحالم که هستید....

]]>
رمز زیبایی 2017-10-14T14:35:31+01:00 2017-10-14T14:35:31+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/99 Sara M گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!پرسیدند: چه می‌کنی؟پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد!گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!✅ همین یک جمله رمز تمام زیبایی‌های رفتاری دنیاست. بدون توقع و با دلی صاف هر کاری از دستت بر

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدند: چه می‌کنی؟

پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می‌کنم و آن را روی آتش می‌ریزم…

گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می‌آوری بسیار زیاد است و این آب فایده‌ای ندارد!

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم، اما آن هنگام که وجدانم می‌پرسد: زمانی که دوستت در آتش می‌سوخت تو چه کردی؟
پاسخ می‌دهم: هر آنچه از من بر می‌آمد!

✅ همین یک جمله رمز تمام زیبایی‌های رفتاری دنیاست. بدون توقع و با دلی صاف هر کاری از دستت بر می‌آید انجام بده...

]]>
داستانک 2017-10-12T10:05:27+01:00 2017-10-12T10:05:27+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/98 Sara M گفتم: شد یکبارتورا بایک چهره خندان ببینیم؟ گفت: تو یکی دست از سرم بردار،"گفتم" جان!حوصله تویکی را ندارم. گفتم:باز چی شده گفت: می خواستی چه شده باشد؟امروز از زمین وزمان برایم باریده . گفتم: مثلا چه؟ گفت: دیشب خیلی خوابم می آمد.به خواهرم گفتم،اگر می شود این انشای مرا بنویس. گفتم : خب؟ گفت: فکر می کنی چند خط نوشته بود؟فقط پنج خط؛یعنی نصف صفحه هم نشده بود. گفتم: دیگر؟ گفت: دبیر ریاضی مان گفته بود که باید امروز بعد از ساعت مدرسه بمانیم تا باهامان کار کند،آ گفتم: شد یکبارتورا بایک چهره خندان ببینیم؟ 
گفت: تو یکی دست از سرم بردار،"گفتم" جان!حوصله تویکی را ندارم. 
گفتم:باز چی شده 
گفت: می خواستی چه شده باشد؟امروز از زمین وزمان برایم باریده . 
گفتم: مثلا چه؟ 
گفت: دیشب خیلی خوابم می آمد.به خواهرم گفتم،اگر می شود این انشای مرا بنویس. 
گفتم : خب؟ 
گفت: فکر می کنی چند خط نوشته بود؟فقط پنج خط؛یعنی نصف صفحه هم نشده بود. 
گفتم: دیگر؟ 
گفت: دبیر ریاضی مان گفته بود که باید امروز بعد از ساعت مدرسه بمانیم تا باهامان کار کند،آخر پنج شنبه امتحان داریم.قرار بود هر کس ناهارش را بیاوردوهمه با هم توی کلاس بخوریم.فکر می کنی مادرم برای ناهار چی گذاشته بود؟ 
گفتم: نمی دانم، تو بگو! 
گفت: یک ساندویچ تخم مرغ؛فقط یک ساندویچ تخم مرغ.می آمدی می دیدی که بچه ها چه کرده اند.بوی قرمه سبزیمهسا کلاس را برداشته بود. 
گفتم: دیگر؟ 
گفت: وقتی می گویم از زمین وزمان برایم باریده ،یعنی باریده بعد از کلاس بابام آمده بود دنبالم با پیکان قراضه اش. از خجالت آب شدم تا سوار شدم وبابا راه افتاد.خب خودم می آمدم. مگر پا نداشتم؟ 
گفتم: وقتی داشتی انشای پنج خطی ات را می خواندی یا وقتی داشتی ساندویچ تخم مرغت را گاز میزدی یا وقتی داشتی سوار پیکان قراضه ی پدرت میشدی،متوجه چیزی نشدی؟ 
گفت: مثلا چی؟ 
گفتم: یک روز آموزگاری از دانش آموزانش پرسید:آیا می توانید راهی بری ابراز عشق،بیان کنید؟یکی گفت:معمولا عشق با بخشیدن معنا می کنند؛دادن گل وهدیه یکی از این راههاست. 
دیگری گفت: زدن حرفهای آتشین! 
یکی دیگر گفت: با هم بودن در تحمل رنج ها ولإت بردن از خوش بختی،راهی برای بیان عشق است. 
در آن بین، پسری بلند شدوگفت: من می خواهم برای بیان راه عشق ،داستانی تعریف کنم.یک روز زن وشوهرجوانی که هردوزیست شناس بودند  طبق معمول به جنگل رفتند.وقتی به بالای تپه ای رسیدند،در جامیکوب شدند.یک ببر بزرگ،جلوی زن وشوهرایستاده و به آن ها خیره شده بود.راهی برای فرار نبود.رنگ صورت زن وشوهر پریده بود و در برابر ببر،جرات کوچکترین حرکتی نداشتند.ببرآرام بطرف آنها حرکت کرد.در همان لحظه مرد زیست شناس، فریاد زنان فرار کردو همسرش را تنها گذاشت. ببر بلافاصله به سمت شوهر دوید وچند دقیقه بعد،ضجه های مرد به گوش رسید. ببررفت وزن زنده ماند. 
داستان که به اینجا رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن مرد،اما پسر پرسید: آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخرزندگی اش چه فریاد می زد؟ 
بچه ها حدس زدند: حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! 
پسر جواب داد: نه! آخرین حرف مرد این بود که ،عزیزم!تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن وبه او بگو، پدرت همیشه عاشقت بود. 
پسر اشکهایش را پاک کرد وادامه داد:همه زیست شناسان می دانند که ببرفقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام دهد ویا فرار کند. پدر من درآن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش،پیش مرگ مادرم شد واو را نجات داد. این صادقانه ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم  ومن بود. 
وگفتم: می بینی؟راه ابراز عشق،همیشه آنطور نیست که تو انتظار داری. 
گفت:... 
 
]]>
وقتتوصرف خودت کن 2017-10-10T19:28:17+01:00 2017-10-10T19:28:17+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/97 Sara M ‏ریز شدن تو زندگی بقیه باعث ریز ریز شدن زندگی خودت میشه....وقتتو صرف خودت کن!!!

ریز شدن تو زندگی بقیه 
باعث ریز ریز شدن زندگی خودت میشه....

وقتتو صرف خودت کن!!!
]]>
نیمکت ذخیره 2017-10-09T18:43:20+01:00 2017-10-09T18:43:20+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/96 Sara M خیلی ها این روزها یک نیمکت ذخیره برای آدمهای اطرافشان در نظر می‌گیرند ...تا زمانی یک نفر را دوست دارند که کس دیگری در کار نباشد ...اما همین که یک نفر دیگر با موقعیت بهتری پیش بیاید نفر اول کم کم جذابیتش را از دست می‌دهد ...دیگر جوابگوی تمام رویاهایشان نیست رهایش نمی‌کنند اما به پایش هم نمی‌مانندروی نیمکت ذخیره‌ی‌شان نگهش می‌دارند ...تا هرچند وقت یکبار که کسی دلشان را شکست یا دوباره تنها شدند کسی را دم دست داشته باشند تا نفر بعدی‌شان را پیدا کنند ...مراقب نیکمت نشین شدن احساساتتان باشید&nbsp

خیلی ها این روزها یک نیمکت ذخیره برای آدمهای اطرافشان در نظر می‌گیرند ...
تا زمانی یک نفر را دوست دارند که کس دیگری در کار نباشد ...
اما همین که یک نفر دیگر با موقعیت بهتری پیش بیاید نفر اول کم کم جذابیتش را از دست می‌دهد ...
دیگر جوابگوی تمام رویاهایشان نیست 
رهایش نمی‌کنند اما به پایش هم نمی‌مانند
روی نیمکت ذخیره‌ی‌شان نگهش می‌دارند ...
تا هرچند وقت یکبار که کسی دلشان را شکست یا دوباره تنها شدند کسی را دم دست داشته باشند تا نفر بعدی‌شان را پیدا کنند ...
مراقب نیکمت نشین شدن احساساتتان باشید 
آدمها خیلی وقت است که دیگر منطقشان به احساسشان میچربد ...

مسلم علادی

]]>
هیچ وقت وارد گذشته آدمانشو 2017-10-08T06:47:50+01:00 2017-10-08T06:47:50+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/95 Sara M ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻴﭻ آدمى ﻧﺸﻮ ﻭ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭﺵ نکن ،حتى ﻋﺰﻳﺰﺗﺮﻳﻨﺖ!ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻫﻢ که ﺑﻴﻞ ﺑﺰنى ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻳﻪ کرم ﺗﻮﺵ ﭘﻴﺪﺍ میکنیﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ کسی ﺣﺴﺎﺩﺕ نکن ﺑﺨﺎﻃﺮ نعمتی که خدا به  ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ...زیرا ﺗﻮ نمیدانی ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ چیزی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ...ﻭ غمگین ﻣﺒﺎﺵ ﻭقتی ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ چیزی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺖ...ﺯیرا ﺗﻮ نمى دانى ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ چیزى ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ .پس همیشه شاکر ﺑﺎﺵ.••• ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﻴﭻ آدمى ﻧﺸﻮ ﻭ ﺯﻳﺮ ﻭ ﺭﻭﺵ نکن ،
حتى ﻋﺰﻳﺰﺗﺮﻳﻨﺖ!
ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﻫﻢ که ﺑﻴﻞ ﺑﺰنى ﺣﺪﺍﻗﻞ ﻳﻪ کرم ﺗﻮﺵ ﭘﻴﺪﺍ میکنی
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ کسی ﺣﺴﺎﺩﺕ نکن ﺑﺨﺎﻃﺮ نعمتی که خدا به  ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ..
.زیرا ﺗﻮ نمیدانی ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ چیزی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ..
.ﻭ غمگین ﻣﺒﺎﺵ ﻭقتی ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ چیزی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮔﺮﻓﺖ.
..ﺯیرا ﺗﻮ نمى دانى ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﻪ چیزى ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ
 .پس همیشه شاکر ﺑﺎﺵ.•••
]]>
نخ زندگی 2017-10-06T17:11:28+01:00 2017-10-06T17:11:28+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/94 Sara M هررفتارمانندیک نخ نازک استنخ های نازک "رفتارهای تکراری "تبدیل به طناب "عادت " میشوندو آن طناب برای همیشهدورزندگی مامیپیچد!مواظب نخ های نازک زندگیمان باشیم.

هررفتارمانندیک نخ نازک است
نخ های نازک "رفتارهای تکراری "
تبدیل به طناب "عادت " میشوند
و آن طناب برای همیشه
دورزندگی مامیپیچد!
مواظب نخ های نازک زندگیمان باشیم.


]]>
زندگی کوتاه است 2017-10-05T10:15:12+01:00 2017-10-05T10:15:12+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/93 Sara M زندگی کوتاه است؛نه غمش می‌ارزدو نه شادی ماندن دارد...بهترین راه برایت این استکه بخندی و بخندی و بخندیبه غمش...به کَمش...و  زیادی...و همش.. زندگی کوتاه است؛
نه غمش می‌ارزد
و نه شادی ماندن دارد...
بهترین راه برایت این است
که بخندی و بخندی و بخندی
به غمش...
به کَمش...
و  زیادی...
و همش..

]]>
گریزگاه کجاست 2017-10-03T19:32:57+01:00 2017-10-03T19:32:57+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/92 Sara M جهان پیشینم را انکار می‌کنم،جهان تازه‌ام را دوست نمی‌دارم،پس گریزگاه کجاست!اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟  جهان پیشینم را 
انکار می‌کنم،
جهان تازه‌ام را دوست نمی‌دارم،
پس گریزگاه کجاست!
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟ 


]]>
واقعی ترین نظراطرافیان درباره شما 2017-10-02T19:07:14+01:00 2017-10-02T19:07:14+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/91 Sara M ‌ درون ادمها رادر زمان عصبانیت بشناسید ، حرفهایی كه ادمها در زمان عصبانیت به شما میزنند ،واقعی ترین نظر انها در مورد شماست !!!"دكترالهی قمشه ای" ‌ درون ادمها رادر زمان عصبانیت بشناسید ، 

حرفهایی كه ادمها در زمان عصبانیت به شما میزنند ،

واقعی ترین نظر انها در مورد شماست !!!

"دكترالهی قمشه ای"
]]>
جاده موفقیت.... 2017-09-30T21:26:32+01:00 2017-09-30T21:26:32+01:00 tag:http://text1373.mihanblog.com/post/90 Sara M جاده موفقیت مستقیم نیست...!پیچی دارد به نام "شکست"دوربرگردانی به نام "سردرگمی"سرعت گیرهایی به نام "افکار منفی"و چراغ قرمزهایی به نام "دشمنان"اما اگر یدکی به نام "اراده" داشته باشیدموتوری به نام "استقامت"و راننده ای به نام "خدا"به جایی خواهید رسید که "موفقیت" نام دارد

جاده موفقیت مستقیم نیست...!
پیچی دارد به نام "شکست"
دوربرگردانی به نام "سردرگمی"
سرعت گیرهایی به نام "افکار منفی"
و چراغ قرمزهایی به نام "دشمنان"
اما اگر یدکی به نام "اراده" داشته باشید
موتوری به نام "استقامت"
و راننده ای به نام "خدا"
به جایی خواهید رسید که "موفقیت" نام دارد
]]>