تبلیغات
متن های زیبا - مطالب Sara M


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :Sara M
تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1396-01:16 ق.ظ

چوب خدا

"چوب خدا"
شاید همان بغضی باشد
که دخترت سالها بعد می خورد....
و تو در عمق چشمانش خاطره تلخ رفتنت را می ببینی...
تو را نمیدانم اما...
من به خدایی که آن بالاست عجییب معتقدم... 

https://t.me/joinchat/BHvDngwbljrrhn1XGOQcPQ
لینک گروه ما ^^^^^^
لینک کانال ما:Tebghadimi@





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 20 آبان 1396-10:57 ق.ظ

انسان ها مثل مدادرنگی....

ما انسان ها 
مثل مداد رنگی هستیم، 
شاید رنگ مورد علاقه ی یکدیگرنباشیم !
اما روزی
برای کامل کردن نقاشی هایمان
دنبال هم خواهیم گشت !
به شرطی که 
همدیگر را تا حد نابودی نتراشیم..

@Tebghadimi

https://t.me/joinchat/BHvDngwbljrrhn1XGOQcPQ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:دوشنبه 15 آبان 1396-11:08 ق.ظ

غمگین ترین درد

غمگین‌ترین درد ، مرگ نیست ...!
دلبستگی به کسی است ،
که بدانی هست اما 
اجازه بودن در کنارش را نداری ...!

 یاشار عبدالملکی
به کانال تلگرامی ما بپیوندید:
              Tebghadimi@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:یکشنبه 14 آبان 1396-12:16 ب.ظ

سگ های زندگیتون را گاز نگیرید

سگ شما رو گاز بگیره شما هم سگ رو گاز میگیرین؟ 
جواب من مسلماً نه هستش!
جمله ی بالا الگوی زندگیه منه در برابر خیلی ها...

سگهای زندگیتونو گاز نگیرید...

به کانال ما در تلگرام بپیوندید:

Tebghadimi@




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:جمعه 12 آبان 1396-10:13 ب.ظ

رفت که برگردد

ما شبیه جنسِ خاك خورده ى داخلِ ویترینیم،
كه یك نفر انتخابمان كرد 
اما حاضر نشد بهایمان را پرداخت كند!
فقط آمد،
دلخوشمان كرد،
و رفت...
رفت یك دورى بزند و برگردد!:)

على_قاضى_نظام

به کانال تلگرامی ما بپیوندید:
t.m/@Tebghadimi







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:پنجشنبه 11 آبان 1396-10:43 ب.ظ

رازها

در سینه ی همه ی ما رازی ست که نباید برملا شود.
 باید تا آخر عمر، همان گوشه، همان گوشه ی تاریک و نمور، باقی بماند، 
تا مرگ، آن را نابود کند .
این جور رازها، 
نه شیرین اند و نه دوست داشتنی. 
رازهای ترسناکی هستند که فاش شدنشان، میتواند چهره ها را تغییر دهد.

#معلم_پیانو
#میشائیل_هانکه


به کانال طب القدیم ما درتلگرام بپیوندید:

Tebghadimi@



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1396-05:11 ب.ظ

داستان کوتاه



این یک داستان واقعی درباره سربازی است كه پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد...
 سرباز قبل از این كه به خانه برسد، از نیویورك با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت: پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم كه می خواهم او را با خود به خانه بیاورم... پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با كمال میل مشتاقیم كه او را ببینیم... پسر ادامه داد: ولی موضوعی است كه باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یك دست و یك پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم كه اجازه دهید او با ما زندگی كند!

پدرش گفت: پسر عزیزم، متأسفیم كه این مشكل برای دوست تو به وجود آمده است. ما كمك می كنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا كند...! پسر گفت: نه، من می خواهم كه او در منزل ما زندگی كند! آن ها در جواب گفتند: نه، فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش كنی... در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند... چند روز بعد پلیس نیویورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از یك ساختمان بلند جان باخته و آن ها مشكوك به خودكشی هستند! 
پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورك پرواز كردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشكی قانونی مراجعه كردند. اما با دیدن جسد، قلب پدر و مادر از حركت ایستاد.
پسر آن ها یك دست و یک پای خود را در جنگ از دست داده بود...!






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 6 آبان 1396-11:26 ب.ظ

هلن کلر

عجیب است که مردم چقدر برای مبارزه با شیطان تلاش می‌کنند. 
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنند،
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مُرد.

هلن کلر

به کانال تلگرامی ما بپیوندید:

  Tebghadimi@





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:پنجشنبه 4 آبان 1396-12:51 ق.ظ

داستانک2

خانم معلّمی وارد کلاس شد. تصمیم داشت از علم روانشناسی که آموخته بود استفاده کند. 

پس رو به کودکان خردسال کرده گفت، "هر کس که تصوّر می‌کند احمق است، برخیزد بایستد."

کسی تکان نخورد و جوابی نداد. بعد از لحظاتی، کودکی برخاست.

معلّم با حیرت از او پرسید، "تو واقعاً تصوّر می‌کنی احمقی؟"

کودک معصومانه گفت، "خیر خانم معلّم؛ ولی دوست نداشتم شما تنها کسی باشید که ایستاده است." 


کانال تلگرام ما:
@Tebghadimi




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 3 آبان 1396-12:30 ق.ظ

آویزه گوشمان باشد....

آویزه گوشمان باشد
هیچ کدام از انهایی که همسرت را با انها مقایسه می کنی ، 


هنوز با تو زندگی نکرده اند تا نقاط
ضعفشان را هم ببینی ....!!!!


از دور همه در زندگیشان قهرمانند ......
اما نه ...!!!!!!
قهرمان واقعی کسی است که با
خوشی و نا خوشی ، عاشقانه در کنارت
زندگی می کند ......
قهرمان زندگیت را عاشقانه باور کن!!!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1396-11:27 ب.ظ

پاییز

پائیز دختر بچه ایست که وقتی در خیابان راه میرویی
میدوود
 میاید میزند به پشت پایت
سرت را که بر میگردانی 
با لبخندی دلبرانه میگوید:
ببخشید آقا!!
چرا عاشق نمیشوید؟؟

محمد_طه_عسگری



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:شنبه 29 مهر 1396-07:17 ب.ظ

به شیطان گفتم...

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»
شیطان لبخند زد.
پرسیدم: «چرا می‌خندی؟»
پاسخ داد: «از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»
پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»
گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام.»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند.»
پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟!»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز.»



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:پنجشنبه 27 مهر 1396-01:36 ب.ظ

من...

من یه گلدون پراز گل بودم


وزش چشم تو پاییزم کرد....

حسین صفا



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:چهارشنبه 26 مهر 1396-01:49 ب.ظ

اگرمیخواهید خوشبخت باشید

اگر میخواهید 
"خوشبخت "
باشید 
"زندگی تان"
را به یک 
"هدف" 
گره بزنید، 
نه به آدم ها و اشیاء 
آلبرت انیشتن



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :Sara M
تاریخ:سه شنبه 25 مهر 1396-06:26 ب.ظ

زیباترین انسان هایی که تاکنون شناخته ام



زیباترین انسانهایى كه تا كنون شناخته‌ام، آنهایى بودند كه شكست خورده بودند، رنج میكشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند. 
این افراد، یك حسى از قدردانى، حساسیت و فهم زندگى داشتند كه آنها را پر از شفقت، ملایمت و توجه عمیق و عاشقانه میكرد. 
زیبایى این افراد، اتفاقى و بى‌سبب نبود. 

 الیزابت_كوبلر



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

دانلود آهنگ